• صفحه اصلی
  • ابزارهای استراتژی
    • تحلیل محیط کلان
    • ماتریس GE
    • تحلیل زنجیره ارزش
    • ارزیابی موقعیت رقابتی و اقدام استراتژیک
    • استراتژی های توسعه بازار – محصول با استفاده از ماتریس آنسوف
    • تجزیه و تحلیل پرتفولیو با استفاده از ماتریس BCG
    • مدل هفت S مک کینزی
    • چارچوب طراحی استراتژی بر مبنای تحلیل SWOT
    • تحلیل نیروهای رقابتی صنایع – رقبای بالقوه (قسمت اول)
  • مدیریت استراتژیک
    • 10 مکتب استراتژی
    • استراتژی اقیانوس آبی
    • استراتژی های اصلی در سطح شرکت
    • استراتژی وظیفه ای
    • استراتژیهای ثبات
    • استراتژیهای رشد
    • استراتژیهای کاهش
    • عناصر اساسی مدیریت استراتزیک
    • استراتژی اقیانوس آبی
    • مزایای مدیریت استراتژیک
    • هسته محوری مدیریت استراتژیک چیست؟
  • بازاریابی و فروش
    • محرکهای بنیادین در تغییرات بازاریابی
    • الزامات بازاریابی در نسل سوم
    • عناصر سنتی و جدید آمیخته بازاریابی
    • بازاریابی عصبی
    • الگوها و مدل های رفتار مصرف کننده
    • بازاریابی چریکی چیست
    • فلسفه های بازاریابی
    • کاربرد و نحوه عمل بازاریابی ویروسی
    • ماهیت واقعی بازاریابی و کاربردهای آن
    • مشتریان چگونه تصمیم می گیرند؟
  • رشد و پیشرفت شخصی
  • سازمان و مدیریت
  • درباره ما
  • کسب در آمد
  • تماس با ما
هسته محوری مدیریت استراتژیک چیست؟
  • تاریح انتشار :۲۰ اسفند ۱۳۹۶


  • اشتراک پست در تلگرام

  • لینک کوتاه
    https://www.bsmo.ir/?p=1951



هسته محوری مدیریت استراتژیک چیست؟

اساس مدیریت استراتژیک بر دانستن و فهم عمیق از مبداء و مقصد و چگونگی طی مسیر است در این رابطه به جمله بسیار زیبا ودر عین حال راهگشای امیرالمومنین علی (ع) اشاره می کنیم که می فرماید:

خدا رحمت كند كسي را كه بداند
ازكجاست ؟   در كجاست ؟ به كجا مي رود ؟

با این راهنمایی ارزشمند از امیر المومنین علی (ع) مفاهیم علمی و کلاسیک مربوط مربوط به استراتژی را پی می گیریم

همچون سایر مفاهیم علمی با افزایش بصیرت و آگاهی بشر تکامل یافته است ظهور مکاتب دهگانه مدیریت استراتژیک  که در بخش دیگر ارایه داده ایم بر مبنای این مسیر تکاملی بوده است

اگر دگردیسی های تکاملی در رویکردهای مربوط به استراتژی صورت نگرفته بود امروز به یقین استراتژی همچون بسیاری از مفاهیم نظری به تاریخ پیوسته بود زیرا از زمان پیدایش رویکردها و مکاتب نخستین استراتژی بیش از ۵۰ سال میگذرد و طی این مدت تغییرات اساسی و بنیادین در محیط های کسب و کار از حیث قوانین و مقررات الگوهای فرهنگی و اجتماعی ، فناوری ،و … صورت گرفته است به نحوی که شرایط امروز اصلاً شبیه شرایط آنروزها نیست شرایط جدید منجر به مسائل جدید شده و مسائل جدید نیز نیازمند رویکردهای جدید است ظهور اینترنت بیشتر از همه چیز روی انسان و یادگیری انسان تاثیر گذاشته است که نتیجه آن افزایش نوآوری و تغییر و نرخ های شتابان آن است.

strategic-leadership

زیرا از زمان پیدایش رویکردها و مکاتب نخستین استراتژی بیش از ۵۰ سال میگذرد و طی این مدت تغییرات اساسی و بنیادین در محیط های کسب و کار از حیث قوانین و مقررات الگوهای فرهنگی و اجتماعی ، فناوری ،و … صورت گرفته است به نحوی که شرایط امروز اصلاً شبیه شرایط آنروزها نیست شرایط جدید منجر به مسائل جدید شده و مسائل جدید نیز نیازمند رویکردهای جدید است ظهور اینترنت بیشتر از همه چیز روی انسان و یادگیری انسان تاثیر گذاشته است که نتیجه آن افزایش نوآوری و تغییر و نرخ های شتابان آن است.

شرایط امروز اصلاً شبیه شرایط آنروزها نیست شرایط جدید منجر به مسائل جدید شده و مسائل جدید نیز نیازمند رویکردهای جدید است ظهور اینترنت بیشتر از همه چیز روی انسان و یادگیری انسان تاثیر گذاشته است که نتیجه آن افزایش نوآوری و تغییر و نرخ های شتابان آن است.

شرایط امروز اصلاً شبیه شرایط آنروزها نیست شرایط جدید منجر به مسائل جدید شده و مسائل جدید نیز نیازمند رویکردهای جدید است ظهور اینترنت بیشتر از همه چیز روی انسان و یادگیری انسان تاثیر گذاشته است که نتیجه آن افزایش نوآوری و تغییر و نرخ های شتابان آن است.

تفکر استراتژیک بیانگر درک عمیق پویائی های محیطی و تصمیم خلاقانه برای مدیریت بر اساس اقتضای زمانی است

این موضوع با توجه به تغییرات شتابان  در محیط والزامات رقابت ،  بیانگر تکامل استراتژي در طی زمان است

وقوع اتفاقات متفاوتي كه سازگاري استراتژي و به‌روزسازي آن‌را ضروري مي‌سازد

  • تغيير وضعيت صنعت و رقابت
  • توسعه و گسترش نيازمندي‌ها و احتياجات خريداران
  • تلاش رقبا جهت كسب سهم بيشتري از بازار
  • ظهور فرصت‌ها و يا تهديدهاي جديد
  • پيشرفت تكنولوژيك

تعريف مديريت استراتژيک

مدیریت استراتژیک :علم و هنر تدوين ، اجرا و ارزيابي استراتژی های اثربخش که هم رقابت پذیری در بازارهای فعلی را امکان پذیر ساخته و هم در بازارهای آینده به موقعیت رقابتی دست یافت

فرايند مديريت استراتژيک: بر اساس اين باور قراردارد که سازمان ها ناگزيرند به طور دائم بر رويدادهاي داخلي وخارجي نظارت موثر اعمال کرده و قادر به برقراری سازگاری استراتزیک باشند

ظهور رویکردهای نخستین استراتژی مانند برنامه ریزی استراتژیک مربوط به دوره ای است که محیط نسبتاً پایدار و پیش بینی پذیر بود در حالی که در عصر حاضر قواعد حاکم مرتباً مواجه با تغییرات فزاینده است و همواره موضوعاتی موجود می آیند که در چارچب قواعد حاکم رفتار نمی کنند بدیهی است در چنین شرایطی افراد و شرکتهایی می توانند موفق باشند که:

گری هامل و پراهالارد در کتاب “رقابت برای آینده” به تفاوتهای مهمی اشاره کرده اند

مدیران ارشد برای موفقیت رقابتی در آینده، باید تفاوت رقابت آینده و رقابت فعلی را درک نمایند تفاوتها خیلی عمیق است رقابت موثر در آینده نه تنها مستلزم به چالش کشیدن چشم اندازهای سنتی مربوط به استراتژی و رقابت است بلکه نیازمند مهندسی مجدد استراتژیها و بازتعریف نقش مدیریت در ایجاد استراتژیها می باشد.

هامل و پراهالد یادگیری و تفکر استراتژیک سراسری در سازمان را برای موفقیت و اثربخشی استراتژی ضروری میدانند

در این رابطه پنج توصیه اساسی به شرح  مندرج در نمودار بارائه کرده اند

1

هنری مینتزبرگ در تعاملات و سخنرانی های متعدد خود به این نکته پافشاری

می کند

برنامه ریزی استراتژیک نوعی مدلسازی از دنیای واقعی است که با جمع آوری و ارزیابی اطلاعات بیرونی و درونی،استراتژی را فرموله می کند ولی واقعیت این است که محیط پیچیده کسب و کارهای امروزی را بدلیل ماهیت پویای آن نمی توان واقع بینانه مدلسازی کرد و این موضوع صحت و اثربخشی استراتژی حاصل از برنامه ریزی استراتژیک را زیر سوال می برد

یان ترنر (I. Turner) استاد دانشگاه برونل (Brunel) در این رابطه می گوید:

شوستر ( ۱۹۹۸)معتقد است

رویکردهای “برنامه ریزی استراتژیک” و “تفکر استراتژیک” به دو انتهای طیف دهگانه مکاتب استراتژی تعلق دارند  برنامه ریزی استراتژیک متعلق به پارادایم تجویزی و مکتب طرح ریزی است که اثربخشی ان تابع پایداری محیطی است و تفکر استراتژیک به پارادایم توصیفی و مکتب یادگیری تعلق دارد که با تبدیل سازمان به یک سازمان یادگیرنده و سراسری نمودن یادگیری سازمانی متناسب محیط های پویا و پیچیده سر وکار دارد.

مینتزبرگ: تفکر استراتژیک ، یک نمای یکپارچه از کسب و کار در ذهن افراد سازمانی است

گری هامل : تفکر استراتزیک ،معماری هنرمندانه استراتژی بر مبنای درک کسب و کار و خلاقیت است

رالف استیسی: تفکر استراتژیک، طرح ریزی بر مبنای یادگیری است
هریک از این تعابیر نمایی از این رویکرد را ارائه می کنند ضمن آنکه هیچ کدام از آنها مدعی بیان تمام موضوع نیستند

objetivo

مزایای مدیریت استراتژیک

طبق پژوهشهای انجام گرفته، مزایایی برای تفکر استراتژیک وتعهد عمیق به فرایند مدیریت استراتژیک وجود دارد از جمله تفکر و تعهد استراتژیک شامل موارد زیر است:

سطوح مختلف مدیریت سازمان را در تعیین اهداف، راهنمایی و هدایت می کند.
شناسایی و پاسخگویی به موج تغییرات، فرصتهای جدید و تهدیدات در حال ظهور را تسهیل می کند.منطق مدیریت را در ارزیابی نیاز به سرمایه و نیروی کار تقویت می کند. کلیه تصمیم گیری های مدیران را در زمینه استراتژی در کل سازمان هماهنگ می نماید. سازمان را قادر می سازد که موقعیت واکنشی (Reactive) خود را به وضعیت کنشی (Proactive) و آینده ساز تبدیل کند. مزایای فوق سازمان را قادر می نماید به جای آنکه صرفاً پاسخگوی نیروهای رقابتی بوده و در مقابل شرایط متغیر حاکم بر خود واکنش نشان دهد، خود نیز  بر آنها تأثیر بگذارد

گرین لی بر این باور است که مدیریت استراتژیک:  باعث می شود که سازمانها از فرصتها آگاهی یافته آنها را بشناسند و اولویت بندی و بهره برداری نمایند.

– به شرکت دیدگاهی عینی می دهد تا از آن زاویه به مسایل مدیریت نگاه کنند.
– برای ایجاد هماهنگی و اعمال کنترل بر فعالیتها، چارچوبی مناسب ارائه می نماید.
– اثرات شرایط نامطلوب و تغییرات نامساعد را به حداقل می رساند.
– موجب می شود تصمیمات به گونه ای گرفته شود که هدفهای بلند مدت و پیش بینی شده مورد حمایت بیشتر قرارگیرند.

-این امکان را به سازمانها می دهد که منابع را به شیوه ای اثربخش تر به فرصتهای شناخته شده تخصیص دهند.

– باعث می شود تا وقت کمتری صرف اصلاح خطاها شود.

-چاره جویی های موثری برای ایجاد ارتباط بین کارکنان و شرکتها ایجاد میکند.

– به سازمان کمک می کند با افراد هماهنگ شوند.

– مسئولیتها را به صورتی مشخص تر تعیین می کند.

-آینده نگری را تقویت می کند.

-روشهای انسجام یافته تری برای حل مسائل و سود جستن از فرصتها ایجاد می کند.
– موجب تقویت و نگرش خوشبینانه نسبت به تغییر می شود.

-باعث می شود مدیریت شرکت دارای نوعی نظم و رسمیت گردد.

تاکید الگوهای مهم تفکر استراتژیک

الگوی ویلیامسون برتوانمندسازی سازمان از طریق توسعه قابلیت ها و شناخت بازار است الگوی ویلیامسون متکی بر سازمان یادگیرنده برای تدوین واجرای استراتژی اثربخش و مدیریت کارامد استراتزیکاست

  • گری هامل ایجاد شور و شوق تازه از طریق احساسات جدید، گفتگوهای جدید، پیشنهادات جدید، دیدگاه های جدید و تجارب جدید استراتژیک را  برای مدیریت استراتژیک اثربخش مورد تاکید قرار میدهد
  • لیدکا تفکر استراتژیک رامنشا مدیریت استراتزیک موثر و  استراتژی خلاق می داند و برای تفکر استراتژیک ویژگی های پنجگانه شامل
  • نگرش سیتماتیک
  • تمرکز بر اهداف
  • فرصت جویی هوشمندانه
  • تفکر در طول زمان (پیوند گذشته، حال و آینده)
  • فرضیه سازی

 

مطالب مرتبط
  • معرفی کتاب الگوی جامع رقابت پذیری جهانی
  • ۱۰ مکتب استراتژی
  • استراتژی اقیانوس آبی
  • استراتژی وظیفه ای
  • استراتژی های اصلی در سطح شرکت

دیدگاهتان را بنویسید

برای صرف‌نظر کردن از پاسخ‌گویی اینجا را کلیک کنید.
@

ماموریت ما


اشتراک گذاری دانش و مهارت های توانمندساز مدیریتی به اشخاص و کسب و کارها برای توسعه توانایی های خود مدیریتی و مدیریت مناسب کسب و کارهایشان در جهت دستیابی به آرمان ها و هدف های ارزشمند

چشم انداز


چشم انداز ما تبدیل شدن به یکی از مراکز برتر ارایه کننده خدمات توانمندساز مدیریت فردی و کسب و کار تا سال 1400

ارزش های محوری


صداقت ، مسولیت پذیری ، مفید بودن برای مردم و جامعه ، تعهد به موفقیت کاربران
  • صفحه اصلی
  • فیلم ها
  • سوالات متداول
  • درباره ما
  • تماس با ما
تمامی حقوق محفوظ است.
طراحی و بهینه سازی توسط:گروپ دیزاین